درباره :
صفحه نخست
تماس با نویسنده
عناوین مطالب وبلاگ
اضافه به علاقمندی ها
صفحه خانگی شود
نویسنده
دسته بندی موضوعی
آرشیو
تیر ۸٧
لینک دوستان
قالب وبلاگ
اخبار ايران
اخبار ict
تفريحات اينترنتي
تالارهاي گفتگو
rss 2.0

لوگوی دوستان

سلام امروز تصمیم گرفتم که یه جایی پیدا کنم که بتونم توش درد دلامو بگم دیدم هیچکی محرم اسرار کسی نمیشه توی این دوره زمونه به هیچکسی نمیشه اعتماد کرد و به فکرم رسید که یه وبلاگی راه بندازم و اون رو بهترین جایی دونستم که بتونم توش درد دلامو بگم . شاید شماهایی که این وبلاگ رو می خونید با من همراه شدید و به درد دلهای من گوش کردین و با نظراتتون منو آروم کنید.
من دختری 28 ساله هستم که امروز احساس تنهایی می کنم و احساس میکنم اونجور که باید آدمای دور و ورم رو نشناختم و احساس میکنم یه جورایی زندگیم رو باختم دوست داشتم روزها به عقب بر میگشت به سالها قبل به 8 سال پیش شاید راه زندگیم رو درست انتخاب میکردم و اشتباهاتی که کردم رو دیگه تکرار نمیکردم .
دوست داشتم روزها به عقب بر میگشت و من یه آدم بدی بودم ، به هیچ کس اعتماد نمیکردم به عالم و آدم شک میکردم ، گرگ میشدم ، با هیچ کس دوستی نمیکردم .
من این حرفا رو میزنم ولی میدونم من عوض بشو نیستم هیچ وقت نتونستم توی زندگیم آدم بدی باشم همیشه با کوچکترین محبتی گول میخوردم ، هرکسی به من رسید از این سادگی من سواستفاده کردو با احساسات من بازی کرد و رفت . همیشه تصمیم میگرفتم که اشتباهی رو که کردم دیگه تکرار نکنم تصمیم میگرفتم که زود گول حرف بعضیها رو نخورم ولی نشد که نشد. هیچ وقت از تجربیاتم استفاده نکردم . ذاتا آدم مهربونی هستم نمیتونم با کسی بد باشم حتی با دشمنم.
امروز خیلی دلم گرفته ، ولی من دیگه نمیتونم با کسی دوست باشم البته دوستان بسیاری دارم ولی دوستی اونها واسه من کافی نیست . به هرکس محبت کردم بهم خنجر زد با هر
...